طرفداری ایران از حکومت فعلی سوریه خیلی ربطی به روابط دو طرف ندارد. همانطور که می دانید ایران با لیبی هم روابط خوبی داشت اما این پشتیبانی از قذافی به عمل نیامد. از طرف دیگر حزب حاکم در سوریه حزب بعث است که غیر دینی و لاییک می باشد و طرفداری دولت ایران از آنرا غیر منطقی می نمایاند. فکر کنم این رفتار بیشتر بر می گردد به ظهور پیش بینی شده سفیانی در منطقه سوریه. همانطور که می دانید پیش بینی شده است در زمان ظهور امام دوازدهم شخصی بنام سفیانی در سوریه به قدرت می رسد که بر ضد حضرت لشکرکشی و فعالیت می کند. فکر می کنم حکومت ایران اعتقاد دارد با بد شدن اوضاع اجتماعی در سوریه سفیانی به قدرت خواهد رسید. برای همین است که بر عکس تمام کشورهای دیگر عربی ، شورشهای سوریه را به رسمیت نمی شناسد.
۱۳۹۰ تیر ۱۳, دوشنبه
۱۳۹۰ تیر ۹, پنجشنبه
ايرانيان باهوشترين مردم جهان نیستند
بهتره این غرور و تعصب بی دلیل را کنار بیاندازیم و دوباره راجع به رفتارهایمان فکر کنیم.
اینکه ايرانيان باهوش ترين مردم جهان " هستند در سال هاي گذشته تقريبا تبديل به ضرب المثلي معروف ميان ايرانيان شده است ، اما اين در حالي است كه اگر نتايج تحقيقات انجام شده در اين باره توسط دانشمندان انجام شده ، مطالعه شود ابطال اين گزاره ثابت مي شود .
در واقع طبق تخقيقات علمي دانشمندان ما ايراني ها نه تنها گل سر سبد هوش در دنيا نيستيم بلكه جايگاهي متوسط در جهان داريم و ميلياردها نفر در جهان ضريب هوشي بالاتري از ما دارند .
"ريچارد لين " روانشناس و استاد ۸۱ ساله دانشگاه اولستر بريتانيا در كتابي كه در سال ۲۰۰۶ انتشار داد نتايج تحقيقات خود را در اين باره منتشر ساخته است .
وي كه متخصص مطالعه بر روي تاثير دو متغير " نژاد " و " هوش " بر روي يكديگر است ، در كتاب خود وضعيت ضريب هوشي مردم جهان را با توجه به نژاد بررسي كرده و به اين نتيجه رسيده كه باهوش ترين مردم جهان با ضريب هوشي ۱۰۵ و بالاتر مردم كشورهاي شرق آسيا ( چين ، كره شمالي و جنوبي و ژاپن ) هستند .
در رده مياني كشورهاي اروپايي ، روسيه ، آسياي مركزي و قفقاز و حتي مغولستان قرار مي گيرند كه متوسط ضريب هوشي آنها ۹۰ تا ۱۰۰ است .
ايرانيان به همراه تمامي كشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا ، هند ، پاكستان و كشورهاي آسياي جنوبي و نيز دو قاره آمريكاي شمالي و جنوبي در رده مياني يعني با ضريب هوشي ۸۵ تا ۹۰ قرار مي گيرند.
جايگاه چهارم از آن كشورهاي آفريقايي است كه ضريب هوشي آنها ۷۰ تا ۸۰ است و مردم اقيانوسيه ( استراليا ) و كشور آفريقايي بوتسوانا ، با دارا بودن كمترين ميزان ضريب هوشي يعني ضريب هوشي ۶۰ تا ۷۰ در آخرين رده قرار مي گيرند.
همچنين در تحقيقات پروفسور لين مشخص شده است كه متوسط ضريب هوشي مردم دنيا رو به كاهش است . متوسط ضريب هوشي مردم جهان در سال ۱۹۵۰ بالاي ۹۱ بوده است ولي تحقيقات پروفسور لين نشان مي دهد كه اين ضريب در سال ۲۰۵۰ به ۸۶ كاهش خواهد يافت.
دلايل اين امر مي تواند متعدد باشد اما پيشرفت تكنولوژي و وابستگي به ماشين و تكنولوژي هاي مدرن به جاي حفظ كردن و استفاده از مغز ، مي تواند يكي از دلايل كم كاري مغز انسان ها باشد.
در واقع طبق تخقيقات علمي دانشمندان ما ايراني ها نه تنها گل سر سبد هوش در دنيا نيستيم بلكه جايگاهي متوسط در جهان داريم و ميلياردها نفر در جهان ضريب هوشي بالاتري از ما دارند .
"ريچارد لين " روانشناس و استاد ۸۱ ساله دانشگاه اولستر بريتانيا در كتابي كه در سال ۲۰۰۶ انتشار داد نتايج تحقيقات خود را در اين باره منتشر ساخته است .
وي كه متخصص مطالعه بر روي تاثير دو متغير " نژاد " و " هوش " بر روي يكديگر است ، در كتاب خود وضعيت ضريب هوشي مردم جهان را با توجه به نژاد بررسي كرده و به اين نتيجه رسيده كه باهوش ترين مردم جهان با ضريب هوشي ۱۰۵ و بالاتر مردم كشورهاي شرق آسيا ( چين ، كره شمالي و جنوبي و ژاپن ) هستند .
در رده مياني كشورهاي اروپايي ، روسيه ، آسياي مركزي و قفقاز و حتي مغولستان قرار مي گيرند كه متوسط ضريب هوشي آنها ۹۰ تا ۱۰۰ است .
ايرانيان به همراه تمامي كشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا ، هند ، پاكستان و كشورهاي آسياي جنوبي و نيز دو قاره آمريكاي شمالي و جنوبي در رده مياني يعني با ضريب هوشي ۸۵ تا ۹۰ قرار مي گيرند.
جايگاه چهارم از آن كشورهاي آفريقايي است كه ضريب هوشي آنها ۷۰ تا ۸۰ است و مردم اقيانوسيه ( استراليا ) و كشور آفريقايي بوتسوانا ، با دارا بودن كمترين ميزان ضريب هوشي يعني ضريب هوشي ۶۰ تا ۷۰ در آخرين رده قرار مي گيرند.
همچنين در تحقيقات پروفسور لين مشخص شده است كه متوسط ضريب هوشي مردم دنيا رو به كاهش است . متوسط ضريب هوشي مردم جهان در سال ۱۹۵۰ بالاي ۹۱ بوده است ولي تحقيقات پروفسور لين نشان مي دهد كه اين ضريب در سال ۲۰۵۰ به ۸۶ كاهش خواهد يافت.
دلايل اين امر مي تواند متعدد باشد اما پيشرفت تكنولوژي و وابستگي به ماشين و تكنولوژي هاي مدرن به جاي حفظ كردن و استفاده از مغز ، مي تواند يكي از دلايل كم كاري مغز انسان ها باشد.
منبع: سایت الف
۱۳۹۰ تیر ۶, دوشنبه
آخرين نتايج بررسيهاي كميسيون انرژي مجلس از انفجار در مجتمع بنزين سازي پالايشگاه آبادان
رئيس كميسيون انرژي مجلس : برداشت ابتدايي كميسيون انرژي درباره حادثه رخ داده، اين بود كه اقدام زود رس براي افتتاح پروژه، منجر به اين حادثه شده است.
ادامه مطلب را از سایت الف بخوانید.
۱۳۹۰ خرداد ۲۶, پنجشنبه
چرا احترام به قوانین اسلام کمرنگ می شود؟
- چون مدعیان امر خودشان آن قوانین را رعایت نمی کنند و به آن ایمان ندارند.
- همان هایی را هم که معتقدند بصورت انتخابی و دلبخواه است . مثلا در امر حجاب ، برای خانمهای مسن در قرآن آمده که اجباری نیست (سوره 24 آیه 60 ) و همچنین برای خانمهای غیر مسلمانان نیز چیزی نیامده، برای مردها نیز فقط پوشش عورتین آمده ، اما آستین کوتاه، شلوارک و ... را به دلخواه خود حرام کرده اند یعنی حلال خدا را حرام می کنند.
- کارهای نادرست را ترویج می دهند: مثلا در مورد مداحی و شاعری داریم :
و شاعران را گمراهان پيروى میكنند(224)آيا نديده اى كه آنان در هر واديى سرگردانند(225) و آنانند كه چيزهايى میگويند كه انجام نمیدهند(226) سوره شعراء
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم :از سستى يقين است كه با به خشم آوردن خداوند متعال ، مردم را خشنود گردانى و براى روزيى كه خداوند متعال به تو داده است آنان را مدح و ثنا گويى و براى آنچه كه خداوند به تو نداده است ، مردم را مذمت كنى .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم :از مدح و ستايش بپرهيزيد ، كه آن سر بريدن است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم :دوسـت داشتن مـدح و ثـناى مـبالغه آميـز (ممدوح را) از دين كور و كر میسازد و خانه ها را (از اهلش) خالى میكند .
امام على عليه السلام :اى مردم ، بدانيد كه هر كس از سخن دروغ و ناحقّ درباره خود رنجيده شود ، خردمند نيست و هر كس از مدح و ثناى نادان درباره خود خوشحال شود ، فرزانه نيست .
امام على عليه السلام :از كـسى كه تـو را بـی جهت مدح و ستايش میكند ، پرهيز كن ؛ زيرا زود باشد كه بی جهت نيز (توسط او) بی حرمت و بی آبرو شوى .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم :هر كس حكمران ستمگرى را مـدح گـويد و از سرِ چشمداشت به او ، خود را در برابرش خفيف و خوار گرداند ، همسفر او به سوى آتش باشد .
امام على عليه السلام ـ در دعا ـ : خدايا! تو سزاوار ستايشِ زيبا و شمارشِ نعمتهاى بی پايانى. اگر آرزو شوى ، بهترينِ آرزو شده اى و اگر به تو اميد بسته شود ، بهترين كسى هستى كه بدو اميد بسته میشود.
خدايا! تو به من توانِ بيان دادى و من با آن غير از تو را نمی ستايم و كسى جز تو را ثنا نمی گويم و آن را متوجّه كانهاى ناكامى و محروميت و جايگاههاى شك و بی اعتمادى (مخلوقات) نمیسازم .
تو زبانم را از ستودن آدميان و ثناگويى بر آنان ، كه خود ، دستْ پرورده و آفريده اند ، باز داشتى. خدايا! براى هر ثناگويى، بر آن كه ثنايش گويد، پاداشى و دِهِشى است و من به تو اميد بسته ام كه راهنما بر اندوخته هاى رحمت و گنج هاى آمرزشى.
خدايا! در پيشگاه تو كسى ايستاده است كه تنها تو را يگانه مى داند ، و يكتايى ، ويژه توست، و غير از تو را سزامند اين مدح و ستايش ها نمى داند. مرا به تو ، چنان نيازى است كه تنها فضل تو آن را مى تواند جبران كند و تنها بخشش تو مى تواند آن را بزدايد . پس، اينك كه در پيشگاه تو ايستاده ايم، خشنودى ات را به ما ارزانى فرما و ما را از دست دراز كردن به سوى غير خودت ، بى نياز گردان، كه بى گمان ، تو بر هر كارى توانايى .
خدايا! تو به من توانِ بيان دادى و من با آن غير از تو را نمی ستايم و كسى جز تو را ثنا نمی گويم و آن را متوجّه كانهاى ناكامى و محروميت و جايگاههاى شك و بی اعتمادى (مخلوقات) نمیسازم .
تو زبانم را از ستودن آدميان و ثناگويى بر آنان ، كه خود ، دستْ پرورده و آفريده اند ، باز داشتى. خدايا! براى هر ثناگويى، بر آن كه ثنايش گويد، پاداشى و دِهِشى است و من به تو اميد بسته ام كه راهنما بر اندوخته هاى رحمت و گنج هاى آمرزشى.
خدايا! در پيشگاه تو كسى ايستاده است كه تنها تو را يگانه مى داند ، و يكتايى ، ويژه توست، و غير از تو را سزامند اين مدح و ستايش ها نمى داند. مرا به تو ، چنان نيازى است كه تنها فضل تو آن را مى تواند جبران كند و تنها بخشش تو مى تواند آن را بزدايد . پس، اينك كه در پيشگاه تو ايستاده ايم، خشنودى ات را به ما ارزانى فرما و ما را از دست دراز كردن به سوى غير خودت ، بى نياز گردان، كه بى گمان ، تو بر هر كارى توانايى .
و در مورد دروغگویی آنرا حرام نمی دانند در حالیکه داریم
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم : مؤمن به هر خصلتى خوى مى كند ، امّا به دروغگويى و خيانت خوى نمى گيرد .
امام على عليهالسلام :(نشانه) ايمان ، اين است كـه راسـتـگويى را هر چند به زيان تو باشد بر دروغگويى ، گرچه به سود تو باشد ، ترجيح دهى .
امام على عليه السلام :دروغگويى زياد ، دين را تباه و گناه را بزرگ مى گرداند .
امام على عليه السلام :دروغگوبا دروغگويىِ خود سه چيز به دست مى آورد : خشم خدا را نسبت به خود ، نگاه تحقيرآميز مردم را نسبت به خود و دشمنى فرشتگان را نسبت به خود .
امام على عليه السلام :اعتياد به دروغگويى ، فقر مى آورد .
منبع احادیث : سایت شهر حدیث
شش پارادوکس در ایران
1-هيچ کس کار نمی کند، اما تمام برنامه ها اجرا می شود.
2-تمام برنامه ها اجرا می شوند، اما بازار راکد است.
3-بازار راکد است، اما هيچ کس گرسنه نيست.
4- هيچ کس گرسنه نيست، اما همه نا خوشنودند.
5-همه ناخوشنودند، اما هيچ کس شکايتی ندارد.
6-هيچ کس شکايتی ندارد، اما زندان ها پر است.
۱۳۹۰ خرداد ۲۵, چهارشنبه
این هم کشوره اینها دارند؟
یک شهروند مسن بیماری در ینگی دنیا هست و دولت به او می گوید هیچ خانه سالمندانی برای وی وجود ندارد. چاره کارش چیست ؟
پیشنهاد بعضیها را بخوانید و قضاوت کنید آیا کشوره آنها دارند؟
۱۳۹۰ خرداد ۲۱, شنبه
اسلام ایرانی و اسلام عربی
از اکبر گنجی
اسلام و تشیع کنونی همان نیست که در ابتدأ وارد ایران شد.این برساخته های تاریخی، به مرور بزرگ و بزرگ تر شده اند.چاه های جمکران رفته رفته به ارکان "اسلام ایرانی" تبدیل شده/می شود.فقیهان منکر "مکتب ایرانی"، نظریه ی "ولایت مطلقه ی فقیه" را به اساس "اسلام ایرانی" تبدیل کرده/می کنند، به گونه ای که "توحید" به "ولایت مطلقه ی فقیه" تقلیل یافته و منکر "ولایت فقیه" به کافر/مشرک تبدیل می شود."اسلام فقیهانه ی ایرانی" معاصر ولی فقیه را جانشین خدا کرده و توحید را به "ولایت فقیه" فروکاسته است.
...نتیجه :تبلیغاتی که مراجع تقلید/فقیهان علیه "اسلام ایرانی" به راه انداخته اند ناموجه است. خوانش/روایت/قرائت متون مقدس دینی متأثر از عوامل اقتصادی، سیاسی،فرهنگی، نظامی، اجتماعی، جغرافیایی است."واقعیت پلورالیسم" انکارناکردنی است. در جهان واقع، چیزی به نام اسلام وجود خارجی ندارد.جهان واقع پر از "اسلام ها" است. به همان نحو که یهودیت ها،مسیحیت ها،مارکسیسم ها، لیبرالیسیم ها و...وجود دارد. تنها راه زدودن تنوع و ایجاد وحدت، سرکوب است. اگر مسلمانی به دقت در اسلام خود تأمل کند، در خواهد یافت که اسلامش شهری است یا دهاتی؟ ایرانی است یا عربی؟ صلح طلب است یا جنگ طلب؟ بنیادگراست یا تجددگرا؟ فقیهانه است یا عارفانه؟
۱۳۹۰ خرداد ۱۸, چهارشنبه
تذکره احوال احمد خاتمی
آن احمد بی محمود، آن صاحب عیون کبود، آن جمعه ها سلطان و پادشاه، آن علما را حاجب درگاه، آن هاله هیات هیولا ، آن تالی تلو کنت دراکولا، آن عضو شورای نگهبان، آن آمده از بلاد سمنان، آن امام بی ماموم، آن حاکم هر محکوم، آن مصداق اطلبوا العلم ولو بالصین، آن از روسای جامعه مندرسین، آن شیخ پهناور، آن از باختر تا خاور، آن فارغ از هر ناپرهیزی، آن عاشق خین و خین ریزی، آن از دو کون کرده اعراض، آن گوینده چخ ایستیمرم نه آز، آن زننده حرف به چه محکمی، آن بی هیچ هراسی و غمی، شیخ الشیوخ احمد خاتمی، امام جمعه تهران بود، و موقع حرف زدن هراسان بود و در تکذیب اقوال خود کارش آسان بود.
نقل است که چون به دنیا آمد، نعره ای سخت بزد، پس صد مرغ از هیبت آن صوت هلاک شده و هزار پلنگ چون شیر پاک. دیوار بر خانه فرود آمده، زلزله ای در سمنان نازل شد. و این بلا بود تا به ده روز و هر گاه طفل نعره بزدی، ده خانه بر زمین آوار بگشت و هزار گل در گلستان خار. تا شیخ پاواروطی از مغنیان بلاد روم آن صوت بشنیده گفت: صدایی شنوم که تنور بود و صاحب آن مناسب گروه کر. پس ده تن از شیخان روم به سمنان شدندی و آن طفل بخواستند. چون طفل آنان را بدید چنان نعره زد که هر ده تن جان به ملک الموت دادند و این اول کار وی بود.
نقل است چون به ایام صباوت برسید، به مکتب شد تا علم آموزد، پس شیخی از علمای قدیم از جبر و حساب او را پرسید، همه چیز با صوتی عظیم از حفظ بگفت، پس از جفر و اصطرلاب پرسید، با صوتی عظیم بگفت، پس از طبابت و صناعت پرسیدند، هر سووال را جوابی به کفایت بگفت، پس از املا و انشا و کتابت پرسیدند، طفل ندانست. شیخ گفت: این طفل را عداوتی با کتابت است، لیک هر صوت که از وی صادر شود، عظیم است. او را به خرابات فرستید تا به صد روز اعمال مذکور با وی نمایند تا مغنی و مطرب گردد و به نانی و نامی برسد. پس او را به خرابات روان کرده، به جای صد روز، دو صد روز مشغول بود و چون کار از حد بشد، بازآمد. پس او را امتحان کرده دیدند مطرب نتوان شدن، چون فعل وی از حد بیرون گشته بود، پس به جرگه واعظان درآمده و به حجره ای در قم همی شد. و شیخی عظیم بشد، رضی الله عنه.
شیخ ابوالقاسم خزعلی در احوال او گوید: در همه عمر به هیچ دعوت و عروسی نرفتی و پیوسته گریان و سوزان بودی و هنوز به بیست نرسید که هیبت هزارساله داشت. نقل است که به سالی در بیابان بیتوته نموده چهل شبانروز روزه داشت، تا شیخی سبزپوش بر وی نازل شد. و شیخنا هیچ نگفتی و در حزن بود. پس شیخ احمد نام وی بپرسید. شیخ سبزپوش گفت: امام زمین و زمان منم. پس شیخ احمد از عظمت آن واقعه چنان نعره بزد که امام از ترس غایب شد و دیگر نیامد.
از او کلمات عالی نقل است. پس گفت: " فی مساله الحجاب یلزم الپخپخ"( ترجمه: برای حل مساله حجاب باید خون ریخته شود.) و گفت: " النسوان لاینظر فی الشنا والکشتی، بی کاز التحریک الشدید"( ترجمه: زنان کشتی و شنا نگاه نکنند در ماهواره) و گفت: " الگرابات و الغنا و الطاغوت فهوالحرام و غیره"( ترجمه: زدن کراوات جایز نیست، خوانندگان طاغوتی کلا شریک جرم پهلوی می باشند و مقداری فحش خواهر و مادر مختلف) و گفت: " وی هو الآیات الزلزله" ( ترجمه: ما آیات ضد زلزله داریم) شیخ محمد یزدی گوید: در همه عمر هیچ کس به اندازه ما تکذیب نکردی تا شیخ احمد خاتمی به سیاست داخل شده و دائم التکذیب بود. پس گفت: " خدمات دولت احمدی نژاد بی نظیر است" و به سه ماه نشد که از آن توبه نموده گفت: " احمدی نژاد را باید کشت" و تکذیب دیگر او همان بود که به جمعه ای فرمود" اگر رهبر حمایت نکرده بود احمدی نژاد رئیس جمهور نمی شد" و به یک روز نشد که گفت: " هرگز نگفتم رهبر از احمدی نژاد حمایت کرد." و گفت: " هاشمی غلط کرد" و یک روز بعد فرمود: " من غلط کردم گفتم هاشمی غلط کرد." و گویند چون به پنجاه رسید تا به سی سال دائم تکذیب می نمود و وی را شیخ المکذبین گفتندی.
گفتند اخلاص چیست؟ گفت: آن که گوش بسته داری و خاکبازی نکنی. گفتند: توکل چیست؟ گفت: آن که چشم بسته داری و به راه روی. گفتند: تقوی چیست؟ گفت: آن که دست بسته داری و هیچ فعلی از تو صادر ناید. گفتند: رضا چیست؟ گفت: آن که دهان ببندی و هیچ نگویی. گفتند: زهد چیست؟ گفت: آنکه بتمرگی سرجات و هیچ نکنی. گفتند: پس برو سرتو بذار بمیر دیگه، واسه چی زنده ای؟
چون به پیری برسید، ملک الموت خواست جانش بستاند، پس بر وی نازل گشته و گفت: برویم که عمر بر تو تمام شد. شیخ از شنیدن آن کلام نعره ای بزد و چشمانش از کاسه بیرون آمد، چنانکه عزرائیل را طاقت تماشای عیون وی نماند و به یک چشم هم زدن فرار کرد و شیخنا از این معجزت به هزار سال زنده بود.
۱۳۹۰ خرداد ۱۷, سهشنبه
چه کسی احمدی نژاد را برای شهرداری پیشنهاد داد؟
حسن بیادی نايب رئيس شوراي شهر تهران در گفتوگويي با «همشهریماه» به تشریح ماجرای چگونگی انتخاب شهردار تهران در شورای دوم پرداخته و پرده از نحوه انتخاب شهردار پیشین تهران برداشته است.
بیادی كه روزگاری همراه احمدی نژاد بود اما در انتخابات ریاست جمهوری دهم بهعنوان منتقد برخی سیاست های احمدی نژاد، به چهره مورد وثوق اصولگرایان منتقد همچون علی مطهری پیوست، با اشاره به اینكه احمدی نژاد رابط برخی طیفهای حاضر در ائتلاف آبادگران بوده و از یك سال پیش از انتخابش، با او ارتباط داشته، در پاسخ به این پرسش كه آیا احمدینژاد تنها گزینه بود، عنوان كرد: گزینه های دیگری هم بودند. بیش از همه به آقای دكتر نوریان كه ریاست سازمان هواشناسی كشور را برعهده داشتند، نگاه مثبت وجود داشت.
اكثرا با توجه به برنامهای كه ارائه كرد دوست داشتند به او رای بدهند. وقتی همه متقاعد شدند ایشان گفت چون من معاون دوم سازمان جهانی هواشناسی هستم و برای معاون اولی خودم را آماده می كنم و تا به حال هیچ فردی در جمهوری اسلامی نتوانسته به این جایگاه در این سطح دست یابد، اجازه دهید تا تمركز من روی فعالیت در آن سازمان باشد و شورای شهر تهران، فرد دیگری را برای شهرداری انتخاب كند. بعد از وی آقای مهندس سعیدی كیا، دكتر دانش جعفری و آقای احمدی نژاد مطرح شدند.
البته ما بیش از 60گزینه را بررسی كرده بودیم.او در پاسخ به این پرسش كه هر سه گزینه های نهایی با برخی احزاب و گروهها ارتباط داشتند و آیا فشار بیرونی برای انتخاب احمدی نژاد بهعنوان شهردار تهران وجود داشت، گفت: همان طور كه گفتم از سوی احزاب فشارهایی وجود داشت اما ما توجه نمی كردیم.
آقایان سعیدی و توكلی از جمله افرادی بودند كه مدنظر بعضی از جریانها قرار داشتند. آقای احمدی نژاد آخرین گزینه بود. هیچ كس راضی به انتخاب او نبود. ما دوستانه به عنوان بسیجی جلسه ای داشتیم با جانشین بسیج كه در آن زمان سردار احمدی مقدم بودند. ایشان دوستانه آقای احمدی نژاد را پیشنهاد دادند. این پیشنهاد روی نظر ما اثرگذار بود.
منبع: تابناک
۱۳۹۰ خرداد ۱۶, دوشنبه
۱۳۹۰ خرداد ۱۵, یکشنبه
علی عبدالله صالح هم رفت
عکس از بی بی سی
علی عبدالله صالح هم رفت. زندگینامه او را از همشهری آنلاین بخوانید. من فکر می کنم غیر از کشورهایی نظیر بحرین و یا اردن که ممکن است دچار تحولاتی شوند، در دو کشوردیگر نیز حتما اتفاقاتی خواهد افتاد : ایران و سوریه. مطلب بیشتر در این زمینه را از اینجا بخوانید.
۱۳۹۰ خرداد ۱۴, شنبه
ذکر احوال شیخ احمد جنتی
نویسنده : ابراهیم نبوی
آن اول الاولین، آن ابتدای زمان و زمین، آن داننده علم الروح، آن راننده کشتی نوح، آن فانی شریعتِ مُبین ، آن بانی دیوارِ چین، آن گوینده انواع جفنگ، آن توفنده انفجار بیگ بنگ، آن آمده از بلاد اصفهان، آز سرآمد اوتاد نگهبان، آن پوشنده ردا و قبا، آن جوشنده خودکفا، آن مولد جیغ ممتد، آن متولد ازل و ابد، آن عضو دائم هر شورا، آن جُغدِ جغجغه صدا، آن وارث آدم ابوالبشر، آن باعث هر فتنه و شر، آن صاحب انواع صندوق، آن شیخ صاحب بوق، آن بازمانده از تکامل و جهش، آن رَکَب خوردنِ آفرینش، آن مالک هر میراثی و سنتی، شیخ الشیوخ مولانا احمد جنتی، رئیس شورای نگهبان بود، و آمده از بلاد اصفهان بود، و عزرائیل را دشمن پیدا و نهان بود.
ادامه مطلب را از روزآنلاین بخوانید.
آن اول الاولین، آن ابتدای زمان و زمین، آن داننده علم الروح، آن راننده کشتی نوح، آن فانی شریعتِ مُبین ، آن بانی دیوارِ چین، آن گوینده انواع جفنگ، آن توفنده انفجار بیگ بنگ، آن آمده از بلاد اصفهان، آز سرآمد اوتاد نگهبان، آن پوشنده ردا و قبا، آن جوشنده خودکفا، آن مولد جیغ ممتد، آن متولد ازل و ابد، آن عضو دائم هر شورا، آن جُغدِ جغجغه صدا، آن وارث آدم ابوالبشر، آن باعث هر فتنه و شر، آن صاحب انواع صندوق، آن شیخ صاحب بوق، آن بازمانده از تکامل و جهش، آن رَکَب خوردنِ آفرینش، آن مالک هر میراثی و سنتی، شیخ الشیوخ مولانا احمد جنتی، رئیس شورای نگهبان بود، و آمده از بلاد اصفهان بود، و عزرائیل را دشمن پیدا و نهان بود.
ادامه مطلب را از روزآنلاین بخوانید.
۱۳۹۰ خرداد ۱۳, جمعه
تمدن 2
منظور من از داشتن یک کشور متمدن کشوری است که شما با زندگی کردن در آن احساس خوبی خواهید داشت. این مسئله قطعا با حرف و تبلیغات بوجود نمی آید بلکه آن کشور بایستی دارای خصوصیات واقعی خاصی باشد تا به این خصلت شناخته شود. یکی از مهمترین نشانه های یک کشور متمدن اینست که مهاجرت از دیگر کشورها به آن زیاد می شود و همه می خواهند در آن زندگی کنند. حال مهمترین سوالی که می توان پرسید این است که یک کشور متمدن چه خصوصیاتی دارد؟ یا به عبارت صحیح تر مردم یک کشور متمدن چه ویژگیهایی دارند؟
قطعا اشتباه خواهید کرد اگر تمدن را با جاده و ساختمان و تکنولوژی تعبیر کنید. در اصل ما انسان متمدن داریم و در نتیجه کشور متمدن کشوری است که انسانهای متمدن در آن زندگی می کنند. آن مظاهر تمدن مانند ساختمانهای شیک و اتومبیلهای پیشرفته نیز از نتایج آن است و نه خود آن. اما بزرگترین سئوال اینست که شاخص های یک جامعه از انسانهای متمدن چیست؟
تا آنجاییکه من فکر می کنم در تمام تمدنها و کشورهای پیشرفته فارق از دین و مذهب آنها، سه خصوصیت بسیار مهم و پر رنگ وجود دارد. اینکه در تمام این جوامع به سه چیزجدای از هر چیز دیگری و صرفا بخاطر انسانیت اعتقاد داشته و عملا احترام گذاشته می شود: جان ، شخصیت و زمان نوع انسان.
قطعا اشتباه خواهید کرد اگر تمدن را با جاده و ساختمان و تکنولوژی تعبیر کنید. در اصل ما انسان متمدن داریم و در نتیجه کشور متمدن کشوری است که انسانهای متمدن در آن زندگی می کنند. آن مظاهر تمدن مانند ساختمانهای شیک و اتومبیلهای پیشرفته نیز از نتایج آن است و نه خود آن. اما بزرگترین سئوال اینست که شاخص های یک جامعه از انسانهای متمدن چیست؟
تا آنجاییکه من فکر می کنم در تمام تمدنها و کشورهای پیشرفته فارق از دین و مذهب آنها، سه خصوصیت بسیار مهم و پر رنگ وجود دارد. اینکه در تمام این جوامع به سه چیزجدای از هر چیز دیگری و صرفا بخاطر انسانیت اعتقاد داشته و عملا احترام گذاشته می شود: جان ، شخصیت و زمان نوع انسان.
۱۳۹۰ خرداد ۸, یکشنبه
پاسخ رحیم مشایی به انتقادات اخیر
شما چرا اينقدر دستتان در دين خالي است که اگر مشايي سحر مي کند، آن را باطل نمي کنيد و چرا ميترسيد؟ يعني بين شما يکنفر هم پيدا نمي شود بتواند سحر مشايي را باطل کند و احمدي نژاد را از سحر نجات دهد؟ پس در همه اين سال ها چه کار مي کرديد چه خوانديد؟ چقدر عبادت کرديد؟
گزارش خبرنگار سياسي ايرنا در باره سخنرانی اسفنديار رحيم مشايي در جمع مسوولان و سردبيران ايرنا. ادامه مطلب را از ایرنا بخوانید.
۱۳۹۰ خرداد ۱, یکشنبه
نقدی بر نظام جمهوری اسلامی ایران
در فضای تیره و تار این روزها ، بیشتر اخبار مایوس کننده در خبرها گزارش می شود و موجی از نا امیدی آدمی را فرا می گیرد. لازم است در راهی که می رویم هر از چند گاهی بایستیم و بدور از هیاهو ها نقاط ضعف و قوت خود را سبک و سنگین کنیم تا بدانیم به چه بایستی برسیم. برای این منظور افکارم را روی هم می ریزم تا بتوانم موفقیتها و شکستهای نظام جمهوری اسلامی را بررسی کنم. شاید بعضیها سریع بگویند که موفقیتی وجود ندارد و در مقابل عده ای نیز بگویند چی شکست ؟ هرگز!
اما خوب من نظر خودم را می گویم، داوری اش با شما:
موفقیتها:
1- اگر از یک موفقیت بتوان برای این نظام نام برد می توان از فراگیری سواد آموزی بخصوص در میان خانمها یاد کرد. خیلی از خانواده ها بخاطر اعتقاداتشان قبل از انقلاب مخالف تحصیل بطور عموم و تحصیل دختران علی الخصوص بودند. این روند بعد از انقلاب خیلی بهبود پیدا کرد تا اینکه همانطور که می دانید داوطلبان دختر کنکور بیش از پسران شدند. اثرات اقتصادی ، اجتماعی وسیاسی آنرا سالها بعد خواهید دید. طبق آمار نرخ با سوادی از 15 درصد در سال 1335 به 84 درصد در سال 1385 رسید.
2- دومین موفقیت این نظام به لحاظ شاخصهای بهداشتی است. برای مثال امید به زندگی در سال 1335 حدود 5/37 سال بود که در سال 1380 به حدود 70 سال رسید. این مسئله را در شاخصهای دیگر مثل درصد مرگ و میر کودکان هم می توان دید.
3- رشد شهرنشینی که از 32 درصد در سال 1335 به 68 درصد در سال 1385 رسیده است. تاثیرات عمیق فرهنگی این تغییر ساختار را سالها بعد خواهید دید. هر چند این پدیده ای است که در ایران به هر صورت اتفاق می افتاد و من نمی دانم می شود از آن بعنوان موفقیت اختصاصی یاد کرد یا نه.
شکستها:
1- بزرگترین شکستی که می توان از آن یاد کرد شکست در حیطه اخلاق می باشد. چیزی که نظام خود را طلایه دار آن معرفی می کند. شاید آمار یا شاخص بخصوصی در این زمینه وجود نداشته باشد اما تجربیات روزمره همه ما نشانگر آنست. پایه های اخلاق در کشور بشدت دارد متزلزل می شود. اخلاق در حوزه های اجتماعی (هنر ، ورزش ، خانواده) ، سیاسی (مطبوعات، سخنرانی ها ،محاسبه و ارایه آمارهای نادرست و ...) و اقتصادی ( کلاهبرداری، چک های برگشتی ، دعاوی مالی و...) با انحرافات و مشکلات زیادی روبروست. از مهمترین معزلات اخلاقی جامعه می توان به عادی شدن دروغگویی، عدم مسئولیت پذیری، تهمت و افترا،ریا کاری مفرط، راحت طلبی، حسادت و مهمتر از همه عدم مناعت و عزت نفس اشاره کرد. در این مورد نه تنها مسئولان مرتبط با میلیاردها تومان بودجه ای که در اختیار دارند بایستی پاسخگو باشند بلکه همه ما به عنوان انسان مسئول می باشیم. بهانه تهاجم فرهنگی یک استدلال پیش پا افتاده و غیر قابل پذیرش در این زمینه می باشد.
2- دومین شکست کشور در حوزه اقتصاد می باشد. در حالیکه مسئولان بخاطر دشمنی های افراطی خود از تجربیات بین المللی، دایم به ایراد گیری از علوم اقتصادی می پردازند، هنوز چیزی جایگزین آن نکرده اند. مهمترین مشکل نظام در این بخش دید سیاسی ، امنیتی و ایدئولوژیک مفرط به قضایاست. این حوزه تنها جایی است که با سخن گفتن کار درست نمی شود. قطعا بایستی درست تصمیم گیری و اجرا کنید تا درست نتیجه بگیرید. دولت عملا بخاطر تحریم بهره ابزار های کنترل آنرا از دست خود خارج کرده است. همچنین بعلت دید سیاسی و امنیتی عملا بهبود فضای کسب و کار از برنامه خارج شده است. دخالت دولت در قیمت گذاریها و تصمیم گیریهای نهاد های اقتصادی به اوج رسیده. بزرگی دولت در فعالیتها و انحصارات اقتصادی، رقابت نهادهای دولتی با نهادهای خصوصی اقتصادی و فساد و سوء استفاده اداری از قدرت و عدم انگیزه در بهبود اوضاع این مشکلات را به گره کور بدل کرده است. تبدیل شدن بانک مرکزی بعنوان قلک دولت عملا توانایی آنرا در کنترل تورم از بین برده است. همان دید سیاسی عملا شایسته سالاری را در کشور از بین برده و فرار مغزها و سرمایه را به ارمغان آورده است.
تمام این مسایل نظام را در رسیدن به اهداف اقتصاد کلان (اشتغال ، تولید داخلی ، تجارت بین الملل و کنترل قیمتها) ناتوان کرده است. از بزرگترین ایرادهای نظام در این زمینه عدم اعتماد به مردم می باشد. دولت قطعا به این مسئله فکر می کند که اگر مردم آزادی و قدرت اقتصادی بیابند آنگاه چگونه بایستی اهداف سیاسی و ایدئولوژیک خود را پیگیری کند. در نهایت به جای چاره جویی ، دولت به تغییر فرمولهای محاسبه و ارایه آمارهای نادرست روی آورده است.
3- سومین ایراد و شکست نظام در ارتباطات بین المللی می باشد. سوء ظن بیش از حد و توهم توطئه دایی جان ناپلئونی، ارتباطات بین المللی کشور را با مشکل مواجه کرده است. این مشکلات بخصوص از کانال محدود کردن همکاریهای مشترک علمی ، تجاری و مالی بسیارآزار دهنده می باشد. بدون شک تحرکات جاسوسی در همه جای دنیا وجود دارد. جاسوسی چینیها از امریکاییها در این زمینه مثال زدنی است . اما علی رغم در گیری های لفظی هیچوقت باعث محدودیت ارتباطات بین المللی هیچ کشوری نگردید. یادمان نرود هم اکنون هند بهترین ارتباط را با انگلیس که استعمارگرش بوده است دارد. این سوء ظن باعث شده تا ایران یکی از سخت ترین کشورها برای ویزا گرفتن باشد که در نتیجه کشورهای دیگر نیز در این زمینه تقابل به مثل می کنند. درگیری های ایدئولوژیک و شبه کمنیستی با غرب نیز مزید علت شده است و بزرگترین تناقض را برای کشور ایجاد کرده است. بطوریکه وقتی در داخل کشور دوستی با یک کمنیست سوء سابقه ایجاد می کند، در سطح ملی بزرگترین دوستان ایران را کشورهای بلوک چپ تشکیل می دهند.
۱۳۹۰ اردیبهشت ۳۱, شنبه
ابعاد تازهاي از ماجراي جنجالي ادغامها، نشست با رهبري و جريان انحرافي
مهمترین بخش مصاحبه آقای توکلی با فارس پاراگراف آخر آن بود:
شما مي گوييد كه با دولت اختلاف مبنايي داريد، اما شعار اصلي اين دولت عدالت است؛ آيا شما از عدالتخواهي كوتاه آمده ايد؟
- نخير! هرگز كوتاه نيامده ام. "شعار " دولت عدالت است اما عدالت را يك عدالت توزيعي مساله دار تعريف مي كند. در حالي كه من اين تعريف را قبول ندارم. در واگذاري قدرت نيز عدالت مطرح است و فقط نبايد عدالت را در توزيع ثروت ديد. الان اصلي ترين افراد دور دكتر احمدي نژاد را نگاه كنيد، يا منحرفند يا متهم به فساد مالي يا هردو. اين عدالت در توزيع قدرت است؟
در توزيع ثروت نيز كار و اكرام انسان ها به عدالت نزديكتر است تا اعانه پرداخت كردن. طرح سهام عدالت كه من در سال 84 قبل از آقاي احمدي نژاد و ديگران مطرح كردم، اصلا اينگونه نبود. اهدافي داشت كه مشاركت مردم را در تشكيل سرمايه بالا ببرد و منبع كسب درآمد را با اين مشاركت براي اكثريت ملت ايران متنوع سازد تا كارايي و عدالت با هم تعقيب شود. در حالي كه هم اكنون اين شيوه احمدي نژاد ضد كارآيي عمل مي كند و با ايجاد درآمد بدون مشاركت در بلند مدت ضد عدالت نيز خواهد شد.
وقتي مي گويم رويكردها با كاركردها سازگار نيست يكي از مصاديقش همين است. وقتي توليد نابود شود و منابع نفتي ابزار توزيع قدرت مصرف گردد اين كه عدالت نيست. اين نه تنها در نگاه بلندمدت كه در نگاه ميان مدت نيز فاجعه آفرين است. من از شعارهايم دست نكشيده ام بلكه افتخار مي كنم كه از تفكر عدالتخواهانه اسلام دفاع كرده ام و مي كنم؛ اما پيچيدگي هاي تحقق اين شعارها به گونه اي است كه ساده سازي آن در حد توزيع قدرت خريد به تنهايي نمي تواند موجب تحقق عدالت شود.
- نخير! هرگز كوتاه نيامده ام. "شعار " دولت عدالت است اما عدالت را يك عدالت توزيعي مساله دار تعريف مي كند. در حالي كه من اين تعريف را قبول ندارم. در واگذاري قدرت نيز عدالت مطرح است و فقط نبايد عدالت را در توزيع ثروت ديد. الان اصلي ترين افراد دور دكتر احمدي نژاد را نگاه كنيد، يا منحرفند يا متهم به فساد مالي يا هردو. اين عدالت در توزيع قدرت است؟
در توزيع ثروت نيز كار و اكرام انسان ها به عدالت نزديكتر است تا اعانه پرداخت كردن. طرح سهام عدالت كه من در سال 84 قبل از آقاي احمدي نژاد و ديگران مطرح كردم، اصلا اينگونه نبود. اهدافي داشت كه مشاركت مردم را در تشكيل سرمايه بالا ببرد و منبع كسب درآمد را با اين مشاركت براي اكثريت ملت ايران متنوع سازد تا كارايي و عدالت با هم تعقيب شود. در حالي كه هم اكنون اين شيوه احمدي نژاد ضد كارآيي عمل مي كند و با ايجاد درآمد بدون مشاركت در بلند مدت ضد عدالت نيز خواهد شد.
وقتي مي گويم رويكردها با كاركردها سازگار نيست يكي از مصاديقش همين است. وقتي توليد نابود شود و منابع نفتي ابزار توزيع قدرت مصرف گردد اين كه عدالت نيست. اين نه تنها در نگاه بلندمدت كه در نگاه ميان مدت نيز فاجعه آفرين است. من از شعارهايم دست نكشيده ام بلكه افتخار مي كنم كه از تفكر عدالتخواهانه اسلام دفاع كرده ام و مي كنم؛ اما پيچيدگي هاي تحقق اين شعارها به گونه اي است كه ساده سازي آن در حد توزيع قدرت خريد به تنهايي نمي تواند موجب تحقق عدالت شود.
۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۱, چهارشنبه
ایرانیان؛ رتبه سوم تنبلی اجتماعی جهان
مشاور کمیسیون اجتماعی مجلس با بیان اینکه بر اساس آمارهای مجله جهانی ارزیابی رفتار بین المللی، ایرانیان در تنبلی اجتماعی بعد از اعراب و آفریقاییان جایگاه سوم را در جهان به خود اختصاص داده اند گفت:در نمونه گیری از میان سه هزار و 328 نفر از جوانان مشخص شد که 45 درصد آنها دچار تنبلی فردی بودند.
ادامه مطلب را از خبرگزاری مهر بخوانید.
۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۰, سهشنبه
نگاهی دیگر: به بند کشیدن سلطان شیاطین
نقد و تحلیلی از درگیری های اخیر بین احمدی نژاد و حکومت به قلم اکبر گنجی.
دولت/حکومت/زمامداری سیاسی، قلمرو عقلانیت عملی(تناسب وسائل با اهداف) است.این حوزه مقدس(بی چون و چرا،کامل) نیست. سراپا بشری است، نه آسمانی/الهی/ملکوتی. رازآلود ساختن این حوزه پیامدهای ناپذیرفتنی گوناگونی دارد.
اشتراک در:
پستها (Atom)


