‏نمایش پست‌ها با برچسب تمدن فرهنگ. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تمدن فرهنگ. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ خرداد ۱۳, جمعه

تمدن 2


منظور من از داشتن یک کشور متمدن کشوری است که شما با زندگی کردن در آن احساس خوبی خواهید داشت. این مسئله قطعا با حرف و تبلیغات بوجود نمی آید بلکه آن کشور بایستی دارای خصوصیات واقعی خاصی باشد تا به این خصلت شناخته شود. یکی از مهمترین نشانه های یک کشور متمدن اینست که مهاجرت از دیگر کشورها به آن زیاد می شود و همه می خواهند در آن زندگی کنند. حال مهمترین سوالی که می توان پرسید این است که یک کشور متمدن چه خصوصیاتی دارد؟ یا به عبارت صحیح تر مردم یک کشور متمدن چه ویژگیهایی دارند؟
قطعا اشتباه خواهید کرد اگر تمدن را با جاده و ساختمان و تکنولوژی تعبیر کنید. در اصل ما انسان متمدن داریم و در نتیجه کشور متمدن کشوری است که انسانهای متمدن در آن زندگی می کنند. آن مظاهر تمدن مانند ساختمانهای شیک و اتومبیلهای پیشرفته نیز از نتایج آن است و نه خود آن. اما بزرگترین سئوال اینست که شاخص های یک جامعه از انسانهای متمدن چیست؟
تا آنجاییکه من فکر می کنم در  تمام تمدنها و کشورهای پیشرفته فارق از دین و مذهب آنها، سه خصوصیت بسیار مهم و پر رنگ وجود دارد. اینکه در تمام این جوامع به سه چیزجدای از هر چیز دیگری و صرفا بخاطر انسانیت اعتقاد داشته و عملا احترام گذاشته می شود: جان ، شخصیت و زمان نوع  انسان.




۱۳۸۹ اسفند ۱۲, پنجشنبه

تمدن 1

بدون شک هیچ فردی یافت نمی شود که نخواهد در کشوری زندگی کند که به عنوان مرکز پیشتاز در تمدن جهانی مطرح باشد.  خوب لابد فکر می کنید که در هر صورت همه ما در یک جور تمدنی زندگی می کنیم. یعنی حتی برای اقوام پارینه سنگی هم می توان در زمان خود قایل به تمدنی شد در نتیجه ما الان هم در حال زندگی در تمدن مثلا ایرانی - اسلامی خود هستیم.

از نظر تعریفی این تا حدی درست است . اینکه بدوی ترین اقوام هم تمدن و فرهنگ خود را دارند. با این تعریف ما اقوام بافرهنگ یا بی فرهنگ و یا متمدن و غیر متمدن(وحشی) نداریم. اما در هر صورت فرهنگ ها و تمدن با هم فرق می کنند. بعضی از تمدن ها دایم درگیر جنگ و خون ریزی، زورگویی و چپاول گری، دروغ پردازی، توهم و تنش هستند. مسایل فوق الذکر در این جوامع عادی بوده و غیر از این حالات است که مردم آن را دچار تشویش و سردرگمی می کند. شما اگر به اعراب جاهلیت نظر بیاندازید خواهید دید قومی بودند که راه و درآمد زندگیشان از راه شبیه خون، دزدی و چپاولگری از قبایل دیگر و کاروان های بازرگانی بوده و به این سیستم نه تنها عادت ، که افتخار هم می کردند و چه شعر ها که در افتخار به دلاوریها و خونریزی های خود در این حملات نسروده اند.

در مقابل فرهنگ ها و تمدن هایی بوده اند که صلح طلب بوده و وقت و فکر خود را به جای یاغی گری به توسعه علم و صنعت و تجارت و بازرگانی گذرانده اند. مثال قابل لمس آن را کشور مالزی، سنگاپور و کشورهای اسکاندیناوی می توان نام برد.